آشناترین غریبه

Tuesday, March 21, 2006

سکس با بچه 9 ساله

امروز می خواهم از بیادماندنی ترین سکس هایم برایتان بنویسم که چند سال پیش اتفاق افتاد... .. بخوانید شاید شما هم حالی بردید ...........

دوستم مینا تعریف می کرد که روزی در خانه تنها بوده و داشته فیلم سکسی نگاه می کرده و یواش یواش لخت شده و داشته با خودش ور می رفته ..... دیگه داشت به اوج حال و حول می رسید که ناگهان متوجه شد پسر بچه مستاجرشان در کنار در ایستاده و با تعجب مینا را نگاه می کنه ....... مثل اینکه این پسره که اسمش امیر است اومده بوده با داداش کوچک مینا ... میلاد ... بازی کنه ولی نمیدونسته که خونه نیست و در اتاق مینا خانم را دیده که ... آره........

مینا که در اوج هوس و حشر بود امیر را صدا می کنه که بیاد جلو .... امیر هم آرام آرام جلو می آد و .... مینا خانم هم با استفاده از این پسره یه حال مشتی می کنه ................

مینا این قضیه را با آب و تاب و اینکه سکس با یه پسر بچه 9 ساله چه حالی می ده برای من تعریف کرد و ما رو گذاشت تو کف ...... همون موقع بهش گفتم اگر دفعه دیگه همچین موقعیتی پیش اومد من را هم خبر کند تا یه فیضی ببریم ..........چند هفته بعد ......... در یک بعد از ظهر که خوابیده بودم مینا زنگ زد و گفت آب در دست داری بذار پایین و بیا خونه ما که موقعیت جور است .... من هم هول هولکی آماده شدم و زنگ زدم آژانس تا برم خونه مینا...........

مینا در و باز کرد و با آیفون گفت سریع بیا بالا...........داخل اتاق مینا که شدم دیدم مینا و یه پسر بچه نشسته اند و فیلم سکسی نگاه می کنند .......... مینا خنده کنان منو به آقا امیر معرفی کرد و من دستم رو به سوی امیر بردم و اون بلند شد تا به من دست بدهد ....... دیدم که دول کوچولوی آقا سیخ شده و نزدیک است شلوارش جر برود....... خلاصه بعد از چند دقیقه فیلم دیدم و آماده شدن ...... من و مینا لخت شده و افتادیم به سر امیر........ امیر رو لخت کردیم ...... ابتدا مینا دول کوچولوی امیر را می خورد...... من هم پا مو بردم سمت امیر و گفتم بخور ............... امیر هم از پایین تا بالای من را با زبونش لیس می زد.... بعد سر امیر و گرفتم سمت کسم ..... اون هم زبونشو برد تو کسم و شروع کرد .... آخ که چه حالی می داد این بچه ........ بعد که من و مینا حشری حشری شدیم دعوامون شد سر اینکه کی زود تر سکس کند .....می دونید که دختر ها این مواقع چه حس حسادتی به سراغشان می آید ........ آخر من مینا را راضی کردم که من شروع کنم ....... دراز کشیدم روی تخت و کیر امیر را که دیگه نزدیک بود بشکند گذاشتم تو کسم ..... و امیر را روی خودم دراز کردم و محکم بغل کردم و امیر حرکات ریتمیک را شروع کرد ...... اول کار به خاطر کوچک و نازک بودن کیر امیر حال نمی داد و به از چن دقیقه نمیدانم چه شد که واقعا حال می داد و صدای آخ و ایخ من در اومد .......و من بیشتر امیر را به خودم فشار می دادم ....... امیر بیچاره هم چون به سن بلوغ نرسیده بود ارضا نمی شد خسته شده بود و کلی عرق کرده بود ..........

کارم که تمام شد نوبت مینا شد ........ مینا امیر را روی تخت خواباند و خودش نشت رو کیرش..... وبالا و پایین می رفت ........ بعد دراز کشید رو امیر ..............امیر بیچاره داشت له می شد .... مثل اینکه مینا هم کلی حال می کرد چون ول کن نبود وبا شدت زیاد روی امیر بالا و پایین می رفت ...... آخر گریه امیر بر اثر فشار وارده در او مد .... و مینا خانم بالاخره مجبور شد بی خیال شود ...........کارمان که تمام شد امیر و فرستادیم پایین و آماده شدیم رفتیم بیرون ............

خلاصه اینکه آن روز کلی حال کردیم با این بچه......... بعد ها از مینا شنیدم که چند بار دیگر هم با بدجنسی تمام بدون اینکه من را خبر کند با امیر حال کرده ......... و بعد از مدتی خانواده امیر از آنجا کوچ کردند به جای دیگر ........

این مطلب را به این خاطر برای شما نوشتم تا بدانید برای تنوع در سکس چه سوژه های جالبی وجود دارد....... یه پسر بچه به سن بلوغ نرسیده.....

6 Comments:

  • At 7:43 PM, Blogger Dr.X said…

    ما هم بچه بودیم ولی شانس تخمیمون از این جیگرا گیرمون نیومد !

     
  • At 9:00 PM, Blogger M2 said…

    خاک بر سرتون که با یک بچه معصوم همچین کارهایی می کنید
    مرده شور همتون رو ببرن آشغالها

     
  • At 2:22 AM, Blogger aminullah said…

    اگه می خواین من به جای اون پسر بچه خیلی راحت تر می تونم ارضا تون کنم اونم نه یک بار بلکه هر کدوم تون رو حداقل هفت بار . با یک کیر 35 سانتی در حالت خوابیده که اگر سیخ کنم میشه 45 سانتی و نیم.

     
  • At 3:06 PM, Blogger S said…

    من هم بچه ام، با من سکس می کنی؟
    :Doo.com

     
  • At 6:30 AM, Blogger fereshte said…

    واییییی بیچاره امیر نمیدونسته چه بلایی دارن سرش میارن، خدا به هممون رحم کنه به بچه بیگناهم رحم نمیکن!!!!

     
  • At 9:22 PM, Blogger behzadi said…

    این حالا یه چیزی گفت،شما چرا باور میکنین؟
    تا جایی که من میدونم ، دخترا هیچ وقت با یه بچه حال نمیکنن.

     

Post a Comment

<< Home